من نویس

تعرفه تبلیغات در سایت
یه خونه که با شهر کاری نداشت یه کوچه که اروم و بن بست بود به گلدون سفالی پر از عطر یاس هوایی ک از بوی گل مست بود تو رد میشدی خونه گر میگرفت صدای قدم هاتو تا میشنید دل پنجره باز میشد تو باد غم از پشت شیشه سرک میکشید غلط کردی عاشق شدی لعنتی  غلط کردی
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 7:07
برچسب‌ها :
گفتی فروشنده دستبند، گفته بود ک این باعث آرامش میشه.

گفتی بگیری برام ک ارومتم، ک اروم بشم

دروغ نمیگفت

اروم میکنه

ولی نه دونه هاش

فکر تو ک رنگ شده پاچیده همه جاش

نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ساعت 21:39 توسط من|

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 10:19
برچسب‌ها :
ایستگاه اتوبوس: - میگم نقی، بنظرت تا چهار سال دیگه همین قدر خل و دیوونه و بی حیا میمونیم؟ - نمیدونم. امیدوارم - منم  کل وزنشو میندازه روم و میخونیم: مییییرن آدما..... سرویس میاد و با خنده هولم میده تا خودش زودتر به پنجره برسه - راستی شهرزاد شنبه میری
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 10:19
برچسب‌ها :
وقتی یهویی دیدنت حالمو خوب میکنه....
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 10:19
برچسب‌ها :
زور من کم شده یا غمهای تو زیاد

ک هرکاری میکنم دگ زورم بهت نمیرسه؟

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 0:30
برچسب‌ها :
کافرِ خدانشناس میشوم وقتی "خداتا" دوستم داری

تا برایم بگویی قدر دوستنت چقدر است

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 0:30
برچسب‌ها :
یادم نمیاد چند سالم بود اولین بار که دیدمش. شاید حدود 11-12 ساله بودم. از کنارش رد میشدیم که بابا گفت: این نرده سبزا رو میبینی تا اون ته رفته؟ تازه کلللی هم تو اون یکی خیابونس. همه ی اینا دانشگاهن شهرزاد! دانشگاه تهران!   و بعد آهی کشید. اون موقع نمیفهمیدم دانشگاه کجاست، کنکور چیه! اون موقع آدما که بزرگ میشدن میرفتن دانشگاه. دانشگاه مرز بچگی و بزرگی بود. روزگاران گذشت و کنکور و ناامیدی مطلق!!!!  ا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 0:30
برچسب‌ها :
خوشحالم محرم شده

فکر لباس مشکیه تنتون کمتر آواره رو سرم، کمتر غمه، کمتر بغضه...

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 13:36
برچسب‌ها :
در خیابان قدم میزنم. اولین باره که این ساعت بیرونم. بچه ها از مدرسه برمیگردن و نگاه بعضیاشون حسرتی توش داره که ای کاش ماهم مدرسه نمیرفتیم و صدای آهنگ بلند میشه که یاد نیاد که بغض بشه غم اولین اول مهری که مدرسه ای نیست. کسی از مدرسه قبلیم( چقدر سخته این ترکیب! مدرسه ماست هنوز!) و اسم های معلم هایی به میون میان که چهارسال زندگی کردم باهاشون و آب خوردن بهونه میشه برای نشکستن بغض. شاخه نبات میگه که چه
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 13:36
برچسب‌ها : درخیابان,
هرکی باشی

از هرجا برسی

به هر زبونی حرف بزنی

شک دارم اسم عمو عباس که میاد 

اشک نشینه ب چشمت

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 18:40 توسط من|

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 13:36
برچسب‌ها : عباسم,